محرومیت زدایی

از جهاد سازندگی تا سازندگی های جهادی

. . . آن روزها درس‌هایمان به نظریه سلسله‌مراتب نیازهای مازلو نرسیده بود؛ راستش را بخواهید تفاوت نظریه X و Y مک گریگور در سبک مدیریتی را هم نمی‌دانستیم، بعدها نیز نتوانستیم این نهاد ظهوریافته (جهاد سازندگی) را که کارکردهای افرادِ آن، درست در لایه پنجم از هرم سلسله مراتب مازلو (خودشکوفایی) قرار می‌گرفت به درستی فهم کنیم. می‌دانستیم این پویایی ریشه در فرهنگ، سنت و اندیشه بچه‌ها دارد، منتهی این حرکت تطابق چندانی با «نظریه نیازهای سه‌گانه» مک‌کللند نداشت که عامل انگیزش را در نیاز به کسب موفقیت، نیاز به کسب قدرت و نیاز به تعلق سازمانی می‌دید. تجمیع نیازهای پنج‌گانه مازلو در نیازهای سه‌گانه آلدرفر نیز مشکلی را حل نمی‌کرد.

واقعیت این بود که «نظریه برابری» آدامز هم در برابر این پویایی رنگ می‌باخت؛ فرزندان این ملت، وارثین فقر، عقب‌ماندگی و شکاف‌های عمیق اجتماعی‌-اقتصادی‌ای بودند که دستاوردِ آن دهکی از جامعه بود که اتفاقاً با کمترین آورده‌ها، بیشترین عایدی‌ها را از آن خود کرده بودند، اما این مسئله منجر به کم‌کاری و بی‌تفاوتیِ فرزندان نشد. ذره‌ای هم آنان را ترغیب نکرد تا مشکلات، آمال و آلام مردم این سرزمین را متوجه آن دهک بدانند.  جالب این بود که گفتمان بچه‌ها ناقض «نظریه اسناد» هایدر نیز بود؛ اینجا موفقیت‌ها از آنِ انقلاب به مثابه عوامل محیطی و بیرونی بود نه ویژگی‌های شخصی و فردی جهادگران. اگر منصفانه هم می‌خواستیم تمسکی بر شاه‌بیت نظریات معاصر جامعه‌شناسی در بین انواع مجادلات و تعارضاتِ نظری آن بیاندازیم؛ «نظریه ساخت‌یابی» گیدنز هم قادر نبود این آخری را تبیین کند…

هرچه که بود، «جهاد سازندگی» با همه نقاط ضعف و قوتش، با همه موفقیت‌ها و شکست‌هایش، و با همه فرازها و فرودهایش؛ جهشی خودجوش از انقلاب اسلامی محسوب می‌شد که انسان‌هایی فرهیخته را در زمان مناسب، مکان مناسب و با کارکردی مناسب گردهم آورد تا منشأ صدور خیرات و برکات متعددی گردند؛ آن‌چه که زمینه‌ساز شکل‌دهی بخش مهمی از دست‌آوردهای آتیِ انقلاب اسلامی در حوزه کارکردی، اداری و اجرایی کشور گردید . . . اما دیری نپایید که این نهاد ساختاریِ پویا و موثر، قربانیِ کژاندیشی‌ها و بدخواهی‌ها گردید و به بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی فروکاسته شد. اگر صادقانه بخواهیم ارزیابی کنیم تلاش‌های بعدی‌ای نیز که در راستای اردوهای جهادی و تشکیل و سازماندهی قرارگاه‌های خدمت‌رسانی صورت گرفت اگر چه اثربخش و قابل تقدیر بود منتهی هرگز نتوانست به احیاء و نگهداشت یک نهاد ساختاری یکپارچه (و با این عمومیت) در درون نظام جمهوری اسلامی منجر شود… و افسوس و صد افسوس…

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا