اجتماعی و فرهنگیخط‌مشی‌گذاری فرهنگی

بایسته های مدیریت شهری؛ ضرورت تدوین سند آینده‌نگاری فرهنگ عمومی شهر

فرهنگ، صرفنظر از پدیدارهای بیرونی آن؛ به مثابه مقوله‌ای ساختارمند می‌ماند که دارای اجزاء، روابط و لایه‌های زیرین (اعم از مشاهده‌پذیر یا مشاهده‌ناپذیر) است، علاوه بر این که حوزه مستقلی را تشکیل می‌دهد که مورد توجه خط‌مشی‌گذاران (سیاست‌گذاران) است، خودش به عنوان زیرساخت بر کارکرد و عملکرد سایر عرصه‌های خط‌مشی‌گذاری تاثیرگذار است. در این دست‌نوشته بنده بر روی بخش دوم می‌خواهم تمرکز کنم.

تبیین یک مثال، شاهد خوبی از این مدعی است. پژوهشی حوالی سال‌های 84 یا 85 توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور مبنی بر بررسی خلقیات فرهنگی شهروندان شهرهای مهم کشور صورت گرفت که نتایج جالبی را به همراه داشت. به عنوان مثال این مطالعه نشان می‌داد که شهروندان اصفهان از ریسک‌پذیری خوبی برخوردار بودند. این ویژگی فرهنگی موجب می‌شد تا این شهر مستعد جذب و اکتساب فناوری‌هایی باشد که در مرحله تولد قرار دارند. همچنین این ویژگی فرهنگی زمینه‌های شکل‌گیری یا توسعه نوآوری‌های برافکن و ریشه‌ای (رادیکال) را تسهیل می‌کند. نوآوری‌های برافکن شامل ابداع شیوه‌های جدید برای پاسخ به نیازهای موجود است به نحوی که زیرساخت‌ها یا بسترهای موجود را نفی نمی‌کند. این نوع نوآوری‌ها، روش­های کاملا جدیدی از اجرای یک وظیفه را فراهم می­‌کنند همانند جایگزینی خوراک نفتی[1] توسط زیست­‌توده[2] برای تولید پلیمرها. نوآوری­‌های ریشه‌ای، علاوه بر پایه دانشی جدید، نیازمند زیرساخت­‌های بدیع یا ساختارهای جدید سازمانی نیز می­‌باشند. مثال­‌های تاریخی این نوآوری شامل انتقال از نیروی بخار به الکتریسیته، و از سیستم‌­های ارتباطی پست، تلفن و تلویزیون به اینترنت است. البته بنظر می‌رسد توسعه چنین فناوری‌هایی از دسترس شرکت‌های دانش‌بنیان کوچک و متوسط خارج است و اگر هم شرکتی واجد شرایط توسعه چنین فناوری‌هایی باشد تحت تملک شرکت‌های بزرگ قرار خواهد گرفت. مطالعه حاضر نشان می‌داد شهروندان شهر یزد از پایدارپذیری رفتاری به مراتب بالاتری در مقایسه با سایر شهرها برخوردارند. این ویژگی فرهنگی این شهر را مستعد پذیرش شرکت‌های دانش‌بنیانی می‌کند که فناوری به کاررفته یا در حال توسعه در آنان در مرحله رشد یا تثبیت قرار دارند. این ویژگی فرهنگی، به هیچ وجه مناسب فناوری‌ها یا محصولات فناورانه‌ای نیست که هنوز از مرحله «طراحی غالب» عبور نکرده‌اند.

در مطالعه مورد اشاره، یکی از ویژگی‌های فرهنگی مردم یزد ثبات‌پذیری معرفی شده بود. این ویژگی، این شهر را مستعد توسعه فناوری‌هایی می‌کند که در مرحله تثبیت (بین رشد و بلوغ در چرخه حیات) قرار دارند. به عبارتی می‌توان یزد را به عنوان زنجیره مکمل در کنار شهرهایی قرار داد که مستعد فناوری‌های برافکن هستند و می‌بایست پس از طی شدن مرحله رشد به سمت فناوری‌های دیگر برافکن بروند. مطالعه فوق نشان می‌دهد که فرهنگ هم به مثابه عرصه و هم به مثابه یک زیرساخت بایستی مورد توجه خط‌‌مشی‌گذاران قرار گیرد. در این راستا، بایستی پرسش‌هایی را مورد توجه قرار داد از جمله این که:

  • الف) مولفه‌ها و ویژگی‌های فرهنگی شهروندان قزوین چه مواردی است؟ ،
  • ب) کدام بخش از این ویژگی‌ها تحت تأثیر ویژگی‌های فرهنگیِ ملی و کدام بخش تحت تأثیر ویژگی‌های محلّی است؟،
  • ج)  کدام بخش از ویژگی‌های محلّی جنبه مثبت و کدام بخش، جنبه منفی دارد؟،
  • د) چه مکانیزم‌های زیرینی را می‌توان یافت که در شکل‌گیری، تثبیت، تقویت و یا تضعیف این ویژگی‌های فرهنگی موثر باشند؟،
  • ه) چه راهبردهایی را می‌توان برای بهبود ویژگی‌های مثبت یا تضعیف ویژگی‌های منفی، اتخاذ کرد؟،
  • و) برای بخش مولد فرهنگ (ایجاد ویژگی‌های فرهنگی‌ ای که برای آینده‌نگاری درنظرگرفته شده بمنظور توسعه و پیشرفت آتی شهر ضرورت دارند) چه تمهیداتی را می‌توان اندیشید؟،
  • ز) بازیگران اصلی تحقق چنین تمهیداتی چه کسانی (یا مجموعه‌هایی) هستند؟ بخش عمومی یا غیردولتی چه نقشی در کنار یکدیگر می‌توانند ایفا نمایند و برای هماهنگی و مشارکت آنان چه ساز و کارهایی وجود دارد؟
  • ح) سهم بازیگران غیررسمی شامل فعالان فرهنگی و اجتماعی در ان خصوص چیست و چگونه می‌توان نقش مشارکتی آنان را در این خصوص تضمین نمود؟

. . .پرسش‌هایی از این دسته کمک خواهند کرد تا زمینه‌های تدوین سند راهبردی آینده‌نگاری فرهنگ عمومی فراهم گردد. این سند شفاف خواهد کرد که فرهنگ عمومی مطلوب برای آینده مطلوب شهر قزوین با توجه به رویکردهای بلندمدت پیشرفت و توسعه‌ای تعریف شده برای آن چیست؟ این سند بایستی نقشِ هم‌آفرینی تعاونیِ بخش عمومی و غیردولتی را تبیین کرده و مشارکت فعالان فرهنگی-اجتماعی شهر را در رفع چالش‌ها، آسیب‌ها، و مسائل حوزه فرهنگ و اجتماع تضمین کند. در صورتی که مراحل تدوین و تصویب این سند بطور منطقی و از منظر روش‌شناختی به درستی پیش رود به مدیریت شهری کمک خواهد کرد تا بر کارکردهای اصلی خود که همانا «حکمروایی شهری» است تمرکز کند.

توضیح تصویر شاخص یادداشت: عکس از امین رحمانی، برگرفته از پایگاه خبری مهر. 


[1] – Petroleum Feedstock

[2] – Biomass : یک منبع تجدید پذیر انرژی است که از مواد زیستی به دست می‌آید. به‌ طور کلی کلیه زباله‌هایی که منشاء زیستی داشته باشند و از تکثیر سلولی پدید آمده باشند زیست‌­توده نامیده می‌شوند. مثال­‌هایی از منابع زیست‌­توده شامل جنگل­‌ها و ضایعات جنگلی، محصولات و ضایعات کشاورزی، باغداري و صنایع غذایی، فضولات دامی، فاضلاب‌هاي شهري، فاضلاب‌ها، پسماندها و زائدات آلی صنعتی و ضایعات جامد زباله‌هاي شهري است. زیست توده شامل زباله‌های زیستی قابل سوزاندن هم می‌شود، اما شامل مواد زیستی مانند سوخت فسیلی که طی فرایندهای زمین شناسی تغییر شکل یافته‌اند، مانند ذغال سنگ یا نفت نمی‌شود.

 

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا