خط‌مشی‌گذاری فرهنگیفرهنگیمعرفی کتاب

کتاب «داستان‌های رو به رو»

کتاب «داستان‌های رو به رو» از مظفر سالاری از جمله کتاب‌های قابل توصیه‌ نشر کتابستان است که در آن شما شاهد زوج داستان‌هایی هستید که به یکدیگر پیوند یافته و با قلم روان و قابل قبول نویسنده ترکیب شده است.
صفحات سمت راست کتاب، راوی داستان‌های کوتاه معاصر و صفحات سمت چپ راوی داستان‌هایی مستند از دوران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و صدر اسلام است که به نوعی با داستان‌های معاصر پیوند مفهومی و معنایی دارد. آن چیزی که این کتاب را قابل توصیه می‌کند نه نگارش روان نویسنده و نه صرفا محتوای مذهبی و اخلاقی آن است بلکه نقطه‌زنی نسبتا خوبی است که این اثر درست در جای خالی کتاب‌هایی از این دست؛ انجام داده است.
این کتاب مخاطب ما را از داستان‌های دوران پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم به متن اصلی زندگی معاصر می‌کشاند و سیره نبوی (بینش، نگرش، کنش) را تعمیم می‌دهد و به درون حیات روزمره ما می‌کشاند. داستان‌های معاصر؛ روایت روزمرگی‌های ما است که به عادات مستمر و روتین ما تبدیل شده‌اند و آن قدر عادیِ عادی شده‌اند که شاید ناخودآگاه ما را تشکیل می‌دهند و در نقطه مقابل داستان‌های دوران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان مؤثرترین و بزرگترین مصلح اجتماعی است که قرار است با «هم‌‌ذات پنداری» مخاطب به موتور محرک جامعه‌پردازی ما تبدیل شود.
نویسنده به درستی هر زوج صفحه را نه با داستان دوران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بلکه با داستان معاصر کلید می‌زند تا ذهن مخاطب را به طور معماگونه‌ای با «جستجو و معادلسازی» خود با سیره نبوی در بیامیزد.
چقدر خالی است جای آثاری از این دست در اصلاح‌گری اجتماعی ما؛ آثاری که تراکنش و نوسازی فکری شهروندان را نشانه بگیرد و از تفکر و تعلق اختیاری افراد به منظور جامعه‌پردازی بهره بگیرد. به راستی رسالت ادبیات ما که سنت اصلاح‌گری اجتماعی آن زبانزد عام و خاص است و شاید از این منظر شایسته است نام آن را «ادب و حکمت» نهاد؛ چیست و نقش آن در دوران معاصر ما چگونه تعریف می‌شود؟
چقدر خالی است جای ادبیات حکیمانه ما که به سان بازوی «فقه پویا» (از دغدغه‌های تحقق‌نایافته حضرت امام رحمت الله علیه) و «تحول علوم انسانی» (از دغدغه‌های تحقق‌نایافته رهبری عزیز) بتواند نقش محوری را بر عهده بگیرد و در نوسازی فکری و جامعه‌پردازی‌ ایران سهم آفرینی جدی داشته باشد. در پرتو چنین خلأهایی است که ادبیات حکیمانه ما می‌بایست جایگاه واقعی خود را احیا کند و زنگارهای اندیشه‌ای و تلاطم‌های ناسازگاری شناختی ایرانیان را التیام دهد و تعالی ملی ما را دنبال کند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا