خط‌مشی‌گذاری فرهنگیمحرومیت زدایی

زبان نا-انگلیسی علم؛ از واقعیت تا ایده

انگلیسی­‌ها با زرنگی زبان خودشان را زبان علم و زبان بین المللی کرده­‌اند و هر چه شما می­‌خواهید یاد بگیرید و هر چه می­‌خواهید بخوانید، مجبورید زبان آن‌ها را یاد بگیرید. شما کاری کنید که در پنجاه سال آینده، همین نیاز به زبان فارسی شما باشد. این، یک آرزوست؛ یک قله است؛ مثل قله‌­ی دماوند، مثل قله­‌ی توچال، که نگاه کردن به آن، هیجان‌انگیز است؛ شوق رسیدن به آن، در دل همه به وجود می‌­آید؛ اما چه کسانی می­‌رسند؟ باید کفش و کلاهش را آماده کنید؛ بیشتر از آن، باید همتش را آماده کنید و راه بیافتید. من در نسل جوان کشورمان، این استعداد را می­بینم. من نمی­‌خواهم گزافه بگویم، شعار هم نیست؛ هیچ کس از ما توقع نکرده که بیاییم این حرف­‌ها را بزنیم؛ این‌ها واقعیت است.                

بیانات در دیدار دانشگاهیان سمنان 18/ 8/ 85

 

«اصول ریاضیات» نیوتن و کشف قمرهای مشتری گالیله به زبان لاتین[1] (منطقه­ای در ایتالیای کنونی) نوشته شده بود، اولین مقالات تاثیرگذار انیشتین به زبان آلمانی نگارش یافته بود و کار ماری کوری نیز به زبان فرانسوی منتشر شد؛ منتهی در دنیای معاصر اکثر تحقیقات علمی سراسر جهان به زبان منفرد انگلیسی انتشار می­‌یابد. در حال حاضر، در آلمان، فرانسه و اسپانیا میزان مقالات منتشرشده به زبان انگلیسی بیشتر از زبان مادری­ است بنحوی که در برخی کشورهای اروپایی (همچون هلند) این توازن به نسبت 40 به 1 می‌­رسد.

پایگاه اسکوپوس[2] بزرگترین بانک اطلاعاتی ژورنال­‌ها، کتاب­‌ها و کنفرانس‌­های علمی جهان است. با مراجعه به این پایگاه و دسترسی به مقالات و مجلات معتبر علمی بین­‌المللی می­توان به مرور جامعی از خروجی پژوهشی جهان در علم، فناوری، درمان، علوم انسانی و علوم اجتماعی دست یافت. برای عضویت مجلات علمی در این پایگاه بایستی این مجلات به زبان انگلیسی منتشر شوند و یا این که حداقل مشتمل بر چکیده انگلیسی مقالات باشند. بنا به آمار 2012 ، حداقل 80% مقالات منتشر شده در این پایگاه به زبان انگلیسی است؛ نوعی جبر ساختاری که اعضاء هیئت تحریریه­ مجلات برتر دانشگاهی جهان را مجاب می‌کند تا بمنظور ارتقاء سطح علمی و اعتبار استنادی مقالات مندرج در مجلات خود به تغییر زبانی محتوای تولید شده تن دهند. از یک منظر، این موضوع می‌تواند به فرسایش و اضمحلال محتوای علمی تولید شده سایر زبان­‌ها منتهی شود؛ چیزی که صبغه‌ای تاریخی نیز دارد. به عنوان مثال، اولین کسانی که نشان دادند بین استعمال دخانیات و سرطان ریه یک ارتباط علّی وجود دارد، دانشمندان آلمانی در 1930 میلادی بودند منتهی کشف آن‌­ها تا 1960 که دانشمندان انگلیسی و آمریکایی این رابطه را کشف مجدد(!) کردند و در راستای تضمین سلامت عمومی به تدوین برنامه­‌های سیاستی­‌ای پرداختند تا استعمال دخانیات را کاهش دهند؛ مغفول ماند. در تاریخ علم ایرانیان یا مسلمانان نیز می­‌توان موارد متعددی را یافت که نظریات علمی دانشمندان ما مورد توجه قرار نگرفته و پس از آن در ادوار زمانی بعد توسط سایر دانشمندان غربی ارائه مجدد شده است. تعدد این موارد در سطحی است که بررسی و تحلیل آن نیازمند نگارش مطلبی مجزاست. با جستاری در سایت Scimagojr.com که هر ساله بر اساس داده‌­های پایگاه اسکوپوس به ارائه انواع نمودارها و گراف­‌هایی مبادرت می­کند و روند پیشرفت حوزه‌­های دانشی جهان، وضعیت رقابت علمی کشورها، رتبه تولیدات علمی و مجلات علمی پراستناد جهان را تعیین می‌­کند؛ می‌­توان دریافت که طی سال 2015 ، بالغ بر 110 نشریه اول جهان در تولید محتوای علمی، جملگی انگلیسی زبان هستند. حتی با جستجوی مجلات برتر کشورهایی چون ژاپن و کره جنوبی مشاهده خواهیم کرد که بخش غالب تولید علم صورت گرفته غیر زبان اصلی هستند. دانشمندان برزیلی سالانه 50 هزار مقاله علمی منتشر می­‌کنند که حدود 60% این مقالات به زبان پرتغالی است. از بین 50 هزار مقاله منتشر شده، 18 هزار مقاله در مجلاتی انتشار می‌­یابند که توسط پایگاه ISI (موسسه تامپسون رویترز) نمایه می­شوند. تنها ۲.۷ ٪ (دو و هفت دهم درصد) از این مقالات (486 مقاله) به زبان پرتغالی است. بعبارت دیگر کمتر از ۱.۷ % (یک و هفت دهم درصد) مقالات بومیِ منتشر شده دانشمندان برزیلی فرصت حضور و دیده‌­شدن در سطح بین­‌المللی را یافته‌­اند . این وضعیت بطور مشابه در سایر کشورها نیز وجود دارد. البته قابل ذکر است که برخی کشورها درصدد احیاء جایگاه زبانی خویش از طریق محتوای علمی تولید شده­‌شان هستند،. تلاش‌­های فرانسه در ایجاد دسترسی رایگان و کم هزینه به مجلات علمی فرانسوی­‌زبان در حوزه تحقیقات کشاورزی، علوم انسانی و اجتماعی؛ نمونه‌­ای از این دست است. البته این انتظار وجود دارد که جدایی انگلستان از اتحادیه اروپا، تنوع و تکثر چنین تلاش­‌هایی را تشدید کند، هرچند که پرکردن شکاف زبانی ایجاد شده نیازمند زبان و هزینه نه چندان کمی است.

متأسفانه این موضوع علاوه بر حوزه دانشی به حوزه آموزشی کشورها نیز تسرّی یافته است. مطالع‌ه­ای که در سال 2014 توسط دانشگاه آکسفورد صورت گرفت[3] نشان می‌­دهد میزان کاربرد زبان انگلیسی در کشورهای غیرانگلیسی­‌زبان نه در سطح دانشگاهی و سطح تحصیلی متوسطه، که در سطوح تحصیلی غیر متوسطه (اول و دوم) نیز در حال افزایش است. این موضوع زمانی «مسئله» محسوب می­‌شود که از فضای علمی فاصله گرفته و ساختارهای اجتماعی متأثر آن را بررسی کنیم. یکی از پدیدار­های اجتماعی مربوط به این مسئله؛ افزایش کمّی و بی­‌برنامه موسسات آموزشی زبان انگلیسی و کاهش سن فراگیری زبان به مقاطع پیش‌­دبستانی و حتی کمتر از آن است. جدا از محتوای تعبیه شده در فرآیند فراگیری زبان که ابعاد نرم نظام فرهنگی کشور را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد، این موضوع ممکن است در یک بازه زمانی میان­‌مدت و بلند­مدت، به مسئله‌­ای در عرصه زبان­‌شناختی تبدیل شود؛ آن­چه که مطابق با برخی هشدارهای یونیسف به یُمن(!) تفوق جهانی رسانه و مصنوعات فناورانه  انگلیسی­، کاهش تنوع فرهنگی و تخریب برخی از انواع زبان‌­هایی را در پی داشته است که زمانی بخشی از یک حوزه تمدنی –ولو کوچک- بوده‌­اند.

اما آن­چه که مخاطره اصلی ناشی از چنین توسعه بی­‌برنامه­‌ا­ی خواهد شد، چیست؟ از آن­جایی که گفتمان رنسانس غربی فاقد توان بازآفرینی رقابت نظریه‌­ای در مواجهه با گفتمان اسلام ناب است؛ طبیعتاً بدنبال یک مهندسی معکوس فرهنگی است. بعبارتی این گفتمان به جای این­که هجمه‌­ی خود را در نسبت ارتباطی اندیشه (فکر) و سپس عمل وارد سازد، تلاش دارد تا از طریق لایه‌­ی عمل (و مجموعه رفتارها و کنش­‌های اجتماعی) که در محتوای بسته‌­های آموزشی ارائه شده است در لایه‌­ی فکری افراد تاثیر گذارد و گفتمان­‌های فکری و شناختی آن‌­ها را از این طریق مهندسی کند یا بی­‌جهت کند. در حوزه تربیتی و نظام فرهنگی کشور، این یک مسئله اساسی و مهم است.

امام صادق (علیه السلام) درباره تلازم عمل و معرفت می­فرمایند: «لَا يَقْبَلُ اللَّهُ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَةٍ وَ لَا مَعْرِفَةَ إِلَّا بِعَمَلٍ فَمَنْ عَرَفَ دَلَّتْهُ الْمَعْرِفَةُ عَلَى الْعَمَلِ وَ مَنْ لَمْ يَعْمَلْ فَلَا مَعْرِفَةَ لَهُ[4]» ، «خداوند عمل را جز با معرفت و شناخت نمي­‌پذيرد، و هيچ شناختى را جز با عمل نمي‌­پذيرد، كسى كه شناخت و معرفت دارد آن شناخت او را به عمل راهنمايى مي‌­كند، و كسى كه عمل نكند در حقيقت معرفت و شناخت ندارد». از این حدیث شریف می­‌توان استنباط کرد که از یکسو لایه فکری و شناختی انسان[5] راهبر عمل، و از سویی عمل نیز سازنده لایه فکری و شناختی انسان است. بنابراین با اتکاء به این حدیث گرانبار امام صادق (علیه السلام) می­‌توان تاثیر رفتاری و عملی محتوای مستتر در ساختار آموزشی رایج زبان انگلیسی در لایه‌­ی فکری و شناختی را مسلّم فرض کرد. میزان این تاثیرات با کاهش سطح سنی افراد افزایش می‌­یابد[6]. طبیعتاً این لایه فکری نیز در سطح اجتماع منجر به بازتولید رفتارها و کنش‌­های اجتماعی مقتضیِ خود خواهد شد و چرخه اشاره شده استمرار خواهد یافت. البته این بستر، مکمّل­‌هایی نیز دارد: از بازی‌­های رایانه‌­ای، سینما و نظام تغذیه‌­ای گرفته تا علوم انسانی و اجتماعی ایستا و وارداتی. زبان، علاوه بر تاثیرات محتوایی خود؛ در تاثیرات برخی از این زیربخش‌­ها در ساخت فرهنگی کشور نیز موثر است. از این رو، در یک جمع‌­بندی، بایستی گفت تاثیرات رفتاری محتوایی منجر به جهش[7] نظام فکری افراد گردیده و ابعاد ایمانی جامعه را در وضعیت نامتعینی قرار می­‌دهد؛ موضوعی که در کنار کاهش سن فراگیری زبان انگلیسی، رشد بی­‌برنامه موسسات آموزش­‌دهنده زبان انگلیسی و گسترش آموزش زبان انگلیسی در مدارس پیش‌­دبستانی و مهدکودک‌­ها، هشدار دهنده خواهد بود.


[1] – زبان لاتین یکی از زبان­‌های ایتالیایی (Italic Languages) است که در مرکز ایتالیا صحبت می‌­شد. لاتین زبان منطقه‌ای در ایتالیا به نام لاتیوم بود. لاتیوم در واقع لاتزیوی کنونی است. شهر رم پایتخت ایتالیا یکی از شهرهای لاتیوم بود. در قرن پانزدهم زبان لاتین شروع به از دست دادن موقعیت خود که به عنوان زبان اصلی دین و دانش در کل اروپا بکار می‌رفت کرد. در خیلی از مناطق اروپا زبان‌های زیادی جایگزین لاتین شدند. خیلی از این زبان‌ها یا زبان‌هایی بودند که به عنوان گونه‌های این زبان از آن جدا شده بودند یا زبان‌هایی بودند که به شکل قابل توجهی تحت تاثیر آن قرار گرفته بودند.

[2] – SCOPUS

[3]– Dearden, J. (2014). English as a medium of instruction–a growing global phenomenon. British Council. Online: http://www. britishcouncil. org/education/ihe/knowledge-centre/english-language-higher-education/report-english-medium-instruction (accessed 2/7/2016).

[4] – اصول کافی، ج1، ص. 107.

[5] – در مطلب ارائه شده؛ تمایز دو حوزه فکری و شناختی، با اغماض نادیده گرفته شده و این دو واحد تلقی شده‌­اند.

[6] – یک دلیل برای این استدلال برگرفته از این است که ساختار فکری افراد به تناسب افزایش سن شکل می­‌یابد و اصولا در سنین پایین تاثیرپذیری افراد در حوزه عمل بیشتر است تا حوزه فکر و شناخت.

[7] – مراد از واژه جهش، جنبه مثبت فرآیند عنوان شده نیست بلکه تحولی بی­‌جهت، نامتعین، بی­‌محتوا و پیش‌­بینی‌ناپذیر است.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا